مردهم گريه مي كند


منوی وبلاگ
شهرام

درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
عناوین مطالب وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

نویسنده



دسته بندی موضوعی
 
آرشیو
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤


لینک دوستان
ماهوري در صحرا
دلتنگي هاي يك معلول
اتاق آبي
نيمكت 21 گرمي
خلوتكده من
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

اخراجی ها

بعد از مدت ها که ازاکران فیلم اخراجی ها می گذشت ، چند هفته
 
پیش توانستم آن را ببینم . این فیلم را با دو نگاه می توان دید : یکی
 
فیلمی که ساخته شده و مهم نیست سازندهء آن کیست ؛ و دیگری
 
فیلمی که ساخته شده و با هر صحنهء آن پروندهء سازنده اش در
 
ذهنمان مرور می شود . 
 
اگر با نگاه اول آن را تماشا کنیم می توانیم بگوییم فیلم جالب و در خو
ر
تأملی است . اما اگر با نگاه دوم ، یعنی با درنظر داشتن فیلمساز ، آن
 
را تماشا کنیم باید بگوییم فیلمی بسیار جالب و بسیار در خور تأمل
 
است .

به نظرمن آنچه در این فیلم از هر چیز دیگری برجسته ترو با اهمیت تر ا

ست ، نه شوخی های کلامی آن ، نه صحنه های مستند گونه و

باورپذیر آن ، و نه خط داستانی جالب و جذاب آن ، هیچ یک ازاینها ن

یست ؛ بلکه تبلیغ مدارایی که تم اصلی فیلم است آن را قابل تامل می

کند .

بسیاری از کسانی که نیمهء دوم دههء ۷۰ یعنی بعد از دوم خرداد را به

خاطر دارند نام ده نمکی را نماد خشونت و مترادفی برای واژه چماق

می دانند : وسط میتینگ ها ابتدا بلندگوها قطع می شد و بعد صدای

فریاد و شعار به گوش می رسید . سرها که به طرف مبدا سر و صدا

برمی گشت چند جوان ریشو را می دیدی که با چهره های برافروخته و

چشم های درشت شده وصدایی که از فرط فریاد گرفته بود مهاجم و

تهدید آمیز گاه به سوی سخنران و گاه به سوی شرکت کنندگان هجوم

می بردند . شرکت کنندگان از جا بر می خاستند و سراسیمه می

گریختند . بعضی مقاومت می کردند ، برخی درگیر می شدند و بعضی

فقط اوضاع را به نظاره می ایستادند . میتنیگ به هم خورده بود .

مهاجمان به هدف خود رسیده بودند . مهم نبود اگر روزنامه های فردا

صبح با عکس های بزرگ و شرح و تفصیل فراوان خشونت و چماقداری

را محکوم و جملهء تکراری  « اوضاع به شرایط قبل از دوم خرداد برنمی

گردد » را قرقره کنند .

نام ده نمکی برای نوجوانانی که فیلم اخراجی ها را دیده اند تداعی

کنندهء نمکی است که اکبرعبدی در طول فیلم می ریزد ، ولی برای

کسانی که دورهء اصلاحات را به خاطر دارند ،نمکی را به یاد می آورد که

بر زخم دانشجویان زخم خورده پاشیده می شد .

پس اگر اکنون افرادی هستند که با این پیش انگاری ، همه جنبه های

هنری فیلم اخراجی ها را نفی می کنند شاید بتوان آن را یک عکس

العمل طبیعی و ناشی از خصائل انسانی تلقی کرد .

اما آنچه من می خواهم بگویم ، این است که هرگز نباید از استحاله و

دگرگونی انسان ها غافل شد . چه دلیلی برای اثبات این مدعا هست

که ده نمکی ِ سال ۸۶همان ده نمکی ِ سال ۷۶ است و هرگز تغییر

نکرده ؟

مسعود ده نمکی در طول فیلمش مجید سوزوکی را با همهء سابقهء

الواطی و اوباش گری پذیرفت ، با او مدارا کرد ، در کنار بسیجیان و

رزمندگانش قرار داد ، و حتی در جایگاهی بالاتر از مدعیان دین و جنگ و

جبهه نشاند ؛ و در نهایت ، دگرگونی او را به تصویر کشید .

اگر مسعود ده نمکی  توانست در مقابل مجید سوزوکی مدارا نشان

دهد ، چرا اصلاح طلبان و مدعیان مدارا و تسامح نتوانند در مقابل

مسعود ده نمکی مدارا به خرج دهند ؟

...